زندگینامه شیخ حسین انصاریان

استاد انصاریان
دیدن چهره ملكوتى استاد اخلاق، مرحوم آیة الله حاج شیخ على اكبر برهان و منش و روش زندگانى او در استاد انصاریان اثر عمیق بخشید ، به نحوى كه

استاد جاى خالى آن معلم الهى را تا هم اكنون نیز در وجود خود حس مى كند.

استاد حسین انصاریان در آبان ماه سال 1323 در شهر خوانسار متولد شد .

پدر او از خاندان حاج شیخ مى باشد . این خاندان از خانواده هاى شناخته شده و خدمتگذار به دین بوده اند و عالمان با عظمتى در این خاندان بزرگ به چشم مى خورد . مرحوم آیة الله العظمى شیخ موسى انصاریان (خوانسارى ) (رحمه الله) كه شخصیت علمى و دینى او بر اهل فن پوشیده نیست نیز از همین خانواده بود .

مرحوم امام خمینى رضوان الله تعالى علیه مى فرمودند : بهترین كتاب صلاة در فقه شیعه ، كتاب مرحوم آیة الله انصاریان مى باشد . او دهها اثر علمى از خود بجا گذاشت كه منیة الطالب كه تقریرات درس مرحوم نائینى است از آثار علمى آن بزرگوار مى باشد .

خانواده مادرى استاد ، از سادات مصطفوى آن شهر مى باشند كه جد مادرى استاد از چهره هاى شناخته شده و امین آن شهر بوده و بارها اتفاق مى افتاد كه علماى زیادى كه از نجف و قم به خوانسار مى آمدند به منزل او وارد مى شدند .

استاد در سن 3 سالگى خاطره اى در این مورد بیان مى كنند :

<< روزى آیة الله العظمى محمد تقى خوانسارى (رحمه الله) به منزل جد ما آمده بود . من در سنین كودكى در اتاق را باز كردم و مستقیم به طرف آیة الله خوانسارى رفتم و در آغوش او نشستم .

پدربزرگم جلو آمد كه من را به اندرون ببرد . آیة الله خوانسارى جلوى او را گرفت و مرا نوازش كرد و از من پرسید : مى خواهى در آینده چكاره شوى؟ جواب دادم : مى خواهم مثل شما بشوم . ایشان در حق من دعا كرد .

هر گاه شبح آن خاطره از ذهنم مى گذرد ، و یاد آن چهره ملكوتى و دعاى آن بزرگوار كه مى افتم ، یكى از شیرین ترین خاطرات عمرم در ذهنم تداعى مى شود. <<

استاد انصاریان در سومین بهار زندگى بود كه دست تقدیر ، خانواده او را منتقل به تهران كرد ، و در یكى از محله هاى مذهبى آن شهر ـ خیابان خراسان ـ سكونت گزیدند .

محور علمى آن منطقه در آن زمان مرحوم آیة الله حاج شیخ على اكبر برهان (رحمه الله) بود . استاد در همان اوان كودكى از محضر پرفیض آن استاد الهى بهرمند شد . معظم له بارها به این نكته اذعان مى كند كه : << تاكنون مانند و همتاى او را در میان چهره هاى روحانى ندیده ام<<.

آیة الله برهان كه عالمى تحصیل كرده و مجتهدى وارسته بود ، در آن روزها امامت جماعت مسجد لُر زاده را عهده دار بود . آن عالم آگاه مسجد را به نحوى اداره مى كرد كه خردسال و جوان و پیر مجذوب آن كانون الهى بودند .

همچنین آن مرحوم مدرسه اى را در آن منطقه بنا گذاشت كه شاگردان از كلاس اول تحت تربیت مستقیم آن مرحوم قرار گرفته بودند .

استاد انصاریان یكى از خاطرات خود را در مورد مرحوم برهان چنین بیان مى كند :

<<بارها از آن مرحوم در منبر و كلاس شنیده بودم كه علاقه اى نداشت در تهران بمیرد و در تهران دفن شود ، و این مسأله به عنوان دعایى در آمده بود كه آن مرحوم با اشك چشم در لیالى احیا به محضر پروردگار عرضه مى كرد .

عاقبت آن بزرگوار در سال 1338 زمانى كه من 14 سال بیشتر نداشتم در سفر حج در حریم امن پروردگار از دنیا رفت و پیكر پاك او در شهر جده نزدیك به مدفن حضرت حوا دفن گردید <<.

دیدن چهره ملكوتى استاد اخلاق، مرحوم آیة الله حاج شیخ على اكبر برهان (رحمه الله) و منش و روش زندگانى او در استاد انصاریان اثر عمیق بخشید ، به نحوى كه استاد جاى خالى آن معلم الهى را تا هم اكنون نیز در وجود خود حس مى كند .

استاد انصاریان از كودكى با چهره هاى الهى مأنوس بود . چهره هایى مانند مرحوم آیة الله سید محمد تقى غضنفرى (رحمه الله) امام جماعت مسجد دوراه خوانسار ـ محله پدرى استاد در شهر خوانسار ـ كه باز هم خاطره اى از آن مرحوم از زبان استاد بیانگر این انس و الفت روحانى و معنوى معظم له با بزرگان و فرزانگان است :

<< سال اولى كه به سلك محصلان دینیّه در آمده بودم ، و خبر آن به مرحوم غضنفرى رسید ، در منزل خود به مناسبت طلبگى من مهمانى خاطره انگیزى را ترتیب داد و در آن مهمانى از بستگان پدرى و عده اى از اهالى محل را دعوت نمود .

این مهمانى از آن عالم وارسته آن هم به مناسبت اینكه من قدم در وادى علم گذاشته بودم آن هم در سنین جوانى ، اثر تشویقى بسزایى در من داشت . مرحوم غضنفرى عالمى وارسته و ساده زیست بود و سالها در شهر خوانسار در زمان طاغوت نماز جمعه را اقامه مى نمود<<.

باز هم پاى صحبت استاد مى نشینیم و خاطره اى از آن مرحوم مى شنویم :

<< سال اولى بود كه ملبس به لباس ت شده بودم و براى دیدن جد مادرى مرحوم سید محمد باقر مصطفوى (رحمه الله) و جده ام و اقوام به خوانسار رفته بودم .

یكى از آشنایان مرا در خیابان دید و گفت : حاضرى ده شب در مسجد آقا اسد الله منبر بروى ؟ گفتم : حاضرم . روز اولى كه به مسجد رفتم دیدم آن عالم بزرگوار ـ مرحوم آیة الله علوى ـ در جمع مستمعان نشسته است .

تعجب كردم كه آن عالم و مجتهد بزرگوار به چه مناسبت پاى منبر جوان نوپایى چون من آمده بود ، پیش خود گفتم : شاید با بانى مجلس رابطه اى دارد ، اما با كمال تعجب دیدم تمام این ده روز در مجلس شركت كرد و شركت او هم بخاطر تشویق من بوده است <<.

چت

مخاطب خاصم جای تو روی چشممه

من با تنهایی هایم...

جملات و عکس های تنهایی

مى ,كه ,استاد ,الله ,مرحوم ,انصاریان ,مى باشد ,آیة الله ,مرحوم آیة ,هاى شناخته ,حسین انصاریان

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
steel123 or-physio carriefuchs jlvbpayizi shop tarhetgrafik aryatehrann pishbinifootball tirtap